أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

193

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

عبد الله عباس گفت : رياح در رحمت گويند و ريح در عذاب و از اينجا رسول صلى اللّه عليه و آله در دعا گفتى چون باد آمدى : اللّهمّ اجعلها رياحا و لا تجعلها ريحا ، و ابر مسخّر ميان آسمان و زمين مذللّ و فرمان‌بردار . اى عجب كه اگر در خلقت آسمان و زمين ترا شكّى هست بارى در آنكه بيك ساعت ترا از ابر آسمان مىسازد شكّ مكن ، بر حدوث آسمان از حدوث ابر دليل ساز تا شكّ و شبهه زايل گردد كه درين جمله يعنى در آفريدن آسمانها معلّق بر زبر يكديگر بىعلاقه و عمادى ، و در آفريدن زمين چون بساطى ممهّد ، و در آمد و شد كردن روز و شب بر عقب يكديگر ، و در كشتيها كه بر روى آب دريا ميرود براى مكاسب و متاجر و منافع مردمان ، و در آنچه خداى فروميفرستد از آسمان يا از ميغ آبى كه به آن زمين مرده را زنده گرداند ، و در آنچه پراكنده كرد در زمين از هر حيوانى و جنبندهء ، و در گردانيدن بادها گاهى قبول و دبور و گاهى صبا و جنوب ، و در ابرى مسخّر و مذللّ و معلّق ميان آسمان و زمين ؛ درين همه نشانها و دلائل است بر وحدانيّت و يگانگى خداى مرقومى را كه دريابند و بديدهء عقل در اين همه نظر كنند و بدانند كه اين را فاعلى است قادر و عالم ؛ چه اين همه افعال او محكم و متقن است حىّ و موجود بود چه اين افعال از ناموجود معقول نباشد ، سميع و بصير چه او موجوديست كه آفت به او راه نيابد ، و مريد و كاره چه اين افعال بر وجهى دون وجهى واقع مىآيد ، قادر بذات چه افعال اجسام و الوان و طعوم و روائح است ، و قادر بقدرت اين نتواند كردن . و رسول خداى چون اين آيت بخواندى گفتى : ويل لمن قرأ هذه الآية فمجّها ، واى بر آن كس كه اين آيت بخواند و بيندازد او را يعنى در او تفكّر نكند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 165 ] وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذابِ ( 165 ) و از مردمان آن كسانىاند كه بدون خداى انداد مىگيرند يعنى همتايان خداى ميدانند ابن زيد گفت : مراد بتان‌اند ، سدّى گفت : مراد سادات و بزرگان ايشانند كه ايشان را ارباب خود گرفته‌اند ايشان را خدمت و تواضع مينمايند و دوست ميدارند